تبليغاتX
.:: شب مهتابي ::.
چهارشنبه 1387/09/20
يه دل شکسته دارم کي مي خره ؟! دوستم گفت:يه جا سراغ دارم که دله شکسته رو خوب مي خره.
آدرس اونجا رو به زحمت گير آوردم! توي يکي از کوچه هاي تنگ و تاريک...
 يه مغازه ي خيلي قديمي با يه تابلو طوري که اصلا معلوم نيست چي نوشته.
فقط يه کلمه قلب و يه کلمه که نصفش پيداست ابد...! که اونم با هزار مصيبت ميشه خوندش.
صاحب مغازه يه پيرمرده..نشسته روي صندلي و داره با يه نخ محکم يه قلب رو وصله مي زنه...
واي چقدر قلب اينجاست!!کوچک,بزرگ,متوسط! يه تعدادي توي شيشه الکل هستن يه سري هم خشک کرده زده به ديوار.
-سلام پدر.
-من پدر کسي نيستم.
-ببخشيد پس چي صداتون کنم. ؟!
-هيچس اصلا لازم نيست صدام کني.
-با اين قلبها چيکار ميکني ؟!
-از آدماي فزول خوشم نمياد.
-يه دل آوردم براي فروش.
-چند بار شکسته ؟!
-مگه مهمه ؟!
-بله . هرچي کمتر بهتر!! بده دلتو ببينم چند مي ارزه.اون رو نگاه مي کنه . زير لب يه چيزايي مي گه .
چند دقيقه فکر مي کنه :
-دل خودته يا پيداش کردي ؟! نکنه از کسي خريديش !!
-نه مال خودمه . چند مي خريش ؟! اگه بخوام يکي ازت بخرم چند ميفروشي ؟!
-بستگي داره .
- به چي بستگي داره ؟!
-که کدومش رو بخواي. مثلا اون فروشي نيست .
-چرا ؟!
-چون اتيقست
-مال کي بوده ؟!
-مجنون!!
-خوب اون يکي چي ؟!
-اونکه اصلا فروشي نيست .
-مال کيه ؟!
-مال خودمه( با خنده )
-مال romeo رو نداري ؟!
-با خشم نگاهم کرد و با عصبانيت گفت:قلب فرنگي ندارم.
-حالا مال من رو چند مي خري ؟!
-يک کلام 5 هزار تومان.
-چشمم از کاسه زد بيرون آخه چرا ؟!
-قلبت وصله داره, چند جاشم که اصلا درست نميشه, آدم معروفي هم که نيستي.
-معروف نيستم اما عاشق که هستم.
با تمسخر پوزخندي زد و گفت:عاشق...يه عاشق زنده...اصلا با عقل جور در نمياد.
اين قلبهايي که مي بيني مال عاشقاييه که از عشق حقيقي مردن , پس چرا تو هنوز زنده اي!! نه , قلبت به درد نمي خوره !.
قلبم و ازش پس مي گيرم بر مي گردم . توي راه همش به جمله آخر پيرمرد فکر مي کنم !.
روي تختم خوابيدم . توي خواب ديدم که دارم با قلبم حرف مي زنم !.
اون گفت چرا مي خواي من و بفروشي ؟! مگه گناه من چيه که مال تو شدم ؟!
همه رو به من ترجيح ميدي , هيچ وقت به فکر من نبودي , بعد هم زد زير گريه ...!
از خواب پريدم و دستم رو گذاشتم روي قلبم و تکرار کردم دوست دارم , ديگه هيچ وقت نميذارم يه خراش کوچولو روت بيفته ...!
اما چند سالي بيشتر سر قولم نموندم !!
اين بار خيلي زودتر از قبل قلبم رو شکوندم , طوري که ديگه نا نداره حتي باهام حرف بزنه!!
حالا به حرف پيرمرد رسيدم !! ميرم جايي که نباشي , اون دور دورا ميميرم برات تا شايد قلبم چند تومان بيشتر بيارزه!!
شايد ثابت شه که منم عاشقم , منم عشقم حقيقيه ...

 

+ نوشته شده در 0 قبل از ظهر توسط .