تبليغاتX
.:: شب مهتابي ::.
چهارشنبه 1385/03/17
بی قراری
     دلم بی تاب است و شاپرکهای خیالم,بی قرار

آسمان ذهن مرا گز میکنند.

     تو با منی ولی خیلی دور از من,مثل ستاره ها,

مثل آشنایی شب و روز.

     آغوش تو پشت پرچین خیال من بی تابی می کند

و من

     همچنان با بی قراری در انتظار شنیدن طنین

قدمهایت هستم.

+ نوشته شده در 3 قبل از ظهر توسط .
چهارشنبه 1385/03/03
نامرد
می شد به آسونی کلام تو به جای دوستت دارم بگویم نامرد,

 آخه ساده ام و سادگی رو دوست دارم پس باز هم بهت می گم ای نامرد,

 این دلی که شکستی سالهاست مال تو بود جام بلورین دلو نامردی تو شکسته بود.

                                                              

+ نوشته شده در 9 قبل از ظهر توسط .