
آسمان ذهن مرا گز میکنند.
تو با منی ولی خیلی دور از من,مثل ستاره ها,
مثل آشنایی شب و روز.
آغوش تو پشت پرچین خیال من بی تابی می کند
و من
همچنان با بی قراری در انتظار شنیدن طنین
قدمهایت هستم.
آخه ساده ام و سادگی رو دوست دارم پس باز هم بهت می گم ای نامرد,
این دلی که شکستی سالهاست مال تو بود جام بلورین دلو نامردی تو شکسته بود.

