تبليغاتX
.:: شب مهتابي ::.
پنجشنبه 1384/12/25
                                       .. ..تولدم مبارک.. ..

            

                       .. ..تولدم مبارک.. ..                

+ نوشته شده در 8 قبل از ظهر توسط .
شنبه 1384/12/20
موزیک
 چندتا آهنگ توووووووپ گذاشتم حتما دانلود کنید

hala man1.wma (خیلی باحاله)

track3.wma

old1.wma

nashkan delamo

ya tabtab_nancy 

 

+ نوشته شده در 6 بعد از ظهر توسط .
شنبه 1384/12/20
بهترین سایت موزیک ایرانی و خارجی به روز ... www.KHaFaNMP3.BloGFa.com
سایت KHAFANMP3.Blogfa.com بهترين سايت براي دانلود آهنگهاي جديد به روز .....
 
 
 
نظر يادت نره
+ نوشته شده در 5 بعد از ظهر توسط .
چهارشنبه 1384/12/17
                                         "مرا در ساحلی تنها رها کردی"

گر صدایم کنی شادمانه بال می گشایم عنصرهایم را در سبدی می ریزم و پشت در می گذارم آنگاه به آسمان خیره می شوم تا فرشته ها از پله های ستاره پایین بیایند و مرا با خود ببرند گر همه ی درختان دنیا مال من بود دفتر های بی شماری گرد می آوردم هر درختی دفتری و هر دفتری پر از عاشقانه های من به تو...

من هیچگاه از دیدن پرنده ها سیر نشده ام  و چشم هایم را به آفتاب بسته ام من همیشه راه رفته ام.من رودها را بیشتر از کوه ها دوست دارم چون رودها آواز خوانان راه میروند و یک دم از رفتن باز نمی ایستند اما کوه ها با همه ی عظمت و ابهت ساکت و سردند.گر همه ی پنجره های دنیا حتی در دورترین و ناشناخته ترین نقطه ی این کره خاکی مال من باشند از قاب رنگین و تازه یا رنگ و رو رفته و فرسوده ی آنها فقط تو را نگاه می کنم و جز تو هیچ کس را به چشم هایم راه نمی دهم....

گر بر قامت کلماتی که به سوی تو می فرستم نگاه کنی روز قیامت را خواهی دید کلماتی را که رنگ و بوی بهشت دارند بردار و کلماتی که تلخ و جهنم گونه اند به من باز گردان.من هنوز از درک راضدی تو عاجزم و می دانم که هرگز به قلم آن نخواهم رسید.من برای اینکه بدانم چگونه باید دوستت داشته باشم سالها در امتداد شنی ساحل نشسته ام و پیوستن اولین قطره های رود به دریا را دیده ام.

+ نوشته شده در 5 بعد از ظهر توسط .
شنبه 1384/12/13
celina jaitley
+ نوشته شده در 3 بعد از ظهر توسط .
سه شنبه 1384/12/02

باور کن ساده ترين شعرهايم غمناک ترين آنهاست.

نقطه چين ها حرفهايی است که می خواهم بگويم اما توانش را ندارم...چرا که شک دارم حتی اگر بازگو کنم تو را علاقه ای به شنودن آنها باشد.

علامت تعجب را وقتی می آورم که با باورهايم می ستيزی و چون دوستت می دارم هيچ نمی توانم گفت.

علامت سؤال تنها چرای ساده ای است که اگر پاسخش گويی دوباره شک دوست نداشتنت را به يقين دوستم می داری  تبديل می کنم.

همه حرفها و نقطه ها را برايت معنا می کنم تا وقتی شعری نگاشتم ديگر بهانه ای نباشد برای نفهميدن و درک نکردنت!

هر چند که می دانم حتی می توانی به حروف ساده ای چون عين ...شين...و قاف گير بدهی ...بی هيچ دليلی!!!

+ نوشته شده در 10 بعد از ظهر توسط .