تبليغاتX
.:: شب مهتابي ::.
دوشنبه 1387/12/19

http://www.tinypic.info/files/vop3vxuha80cpxy5lb2i.jpg


خداحافظ همين حالا

خدا حافظ همين حالا همين حالا كه من تنهام، خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شده

چشمام،خداحافظ 

كمي غمگين به ياد اون همه ترديد به ياد آسموني كه منو از چشم تو مي ديد

اگر گفتم خداحافظ نه اينكه رفتنت ساده ست

نه اينكه ميشه باور كرد

دوباره آخر جادست

خداحافظ

واسه اينكه نبندي دل به رويا هام

بدوني بي تو و با تو همينه رسم اين دنيا

خدا حافظ

همين حالا كه من تنهام
+ نوشته شده در 11 قبل از ظهر توسط .
دوشنبه 1387/12/05

http://www.tinypic.info/files/u0bzld6n3hnaxqt7xf6y.jpg

با كبريتي
عشق من به جوش آمد
من دَم كشيدم و
سياه سياه شدم
خداي من استكانت را بردار
چايي براي خودت بريز
و كمي منتظر باش
كه آرامترين لحظات جهان
براي من و عشقم
فاصله خنك شدن چاي
در استكان تو است
*
*
*
*
*
+ نوشته شده در 1 قبل از ظهر توسط .
یکشنبه 1387/11/13


                                         دلم تنگ است

                                            دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است

                                           سکوت از کوچه لبريز است صدايم خيس و باراني است

                                           نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است


                                

+ نوشته شده در 3 قبل از ظهر توسط .
سه شنبه 1387/11/08

                                                 

+ نوشته شده در 6 بعد از ظهر توسط .
دوشنبه 1387/10/09
بايد تورو پيدا کنم شايد هنوزم دير نيست

تو ساده دل کندي ولي تقدير بي تقصير نيست


با ايـن که بي تـاب مني بـازم منـو خط ميزني

بايد تـورو پيـدا کنم تـو بـا خـودت هم دشـمني


کي با يه جمـله مثل من ميتـونه ارومت کنه

اون لحظه هاي اخـر از رفتن پشـيمونت کنـه


دلگيرم از اين شهر سرداين کوچه هاي بي عبور

وقتي به من فکر ميکني حس ميکنم از راه دور


اخر يه شب اين گريه ها سوي چشامو ميبره

عطرت داره از پيرهني که جا گذاشتي ميپره


بايد تورو پيدا کنم هر روز تنها تر نشي

راضي به با من بودنت حتي از اين کمتر نشي


پيدات کنم حتي اگه پروازمو پرپر کني

محکم بگيرم دستتو احساسمو باور کني
+ نوشته شده در 1 قبل از ظهر توسط .
چهارشنبه 1387/09/20
يه دل شکسته دارم کي مي خره ؟! دوستم گفت:يه جا سراغ دارم که دله شکسته رو خوب مي خره.
آدرس اونجا رو به زحمت گير آوردم! توي يکي از کوچه هاي تنگ و تاريک...
 يه مغازه ي خيلي قديمي با يه تابلو طوري که اصلا معلوم نيست چي نوشته.
فقط يه کلمه قلب و يه کلمه که نصفش پيداست ابد...! که اونم با هزار مصيبت ميشه خوندش.
صاحب مغازه يه پيرمرده..نشسته روي صندلي و داره با يه نخ محکم يه قلب رو وصله مي زنه...
واي چقدر قلب اينجاست!!کوچک,بزرگ,متوسط! يه تعدادي توي شيشه الکل هستن يه سري هم خشک کرده زده به ديوار.
-سلام پدر.
-من پدر کسي نيستم.
-ببخشيد پس چي صداتون کنم. ؟!
-هيچس اصلا لازم نيست صدام کني.
-با اين قلبها چيکار ميکني ؟!
-از آدماي فزول خوشم نمياد.
-يه دل آوردم براي فروش.
-چند بار شکسته ؟!
-مگه مهمه ؟!
-بله . هرچي کمتر بهتر!! بده دلتو ببينم چند مي ارزه.اون رو نگاه مي کنه . زير لب يه چيزايي مي گه .
چند دقيقه فکر مي کنه :
-دل خودته يا پيداش کردي ؟! نکنه از کسي خريديش !!
-نه مال خودمه . چند مي خريش ؟! اگه بخوام يکي ازت بخرم چند ميفروشي ؟!
-بستگي داره .
- به چي بستگي داره ؟!
-که کدومش رو بخواي. مثلا اون فروشي نيست .
-چرا ؟!
-چون اتيقست
-مال کي بوده ؟!
-مجنون!!
-خوب اون يکي چي ؟!
-اونکه اصلا فروشي نيست .
-مال کيه ؟!
-مال خودمه( با خنده )
-مال romeo رو نداري ؟!
-با خشم نگاهم کرد و با عصبانيت گفت:قلب فرنگي ندارم.
-حالا مال من رو چند مي خري ؟!
-يک کلام 5 هزار تومان.
-چشمم از کاسه زد بيرون آخه چرا ؟!
-قلبت وصله داره, چند جاشم که اصلا درست نميشه, آدم معروفي هم که نيستي.
-معروف نيستم اما عاشق که هستم.
با تمسخر پوزخندي زد و گفت:عاشق...يه عاشق زنده...اصلا با عقل جور در نمياد.
اين قلبهايي که مي بيني مال عاشقاييه که از عشق حقيقي مردن , پس چرا تو هنوز زنده اي!! نه , قلبت به درد نمي خوره !.
قلبم و ازش پس مي گيرم بر مي گردم . توي راه همش به جمله آخر پيرمرد فکر مي کنم !.
روي تختم خوابيدم . توي خواب ديدم که دارم با قلبم حرف مي زنم !.
اون گفت چرا مي خواي من و بفروشي ؟! مگه گناه من چيه که مال تو شدم ؟!
همه رو به من ترجيح ميدي , هيچ وقت به فکر من نبودي , بعد هم زد زير گريه ...!
از خواب پريدم و دستم رو گذاشتم روي قلبم و تکرار کردم دوست دارم , ديگه هيچ وقت نميذارم يه خراش کوچولو روت بيفته ...!
اما چند سالي بيشتر سر قولم نموندم !!
اين بار خيلي زودتر از قبل قلبم رو شکوندم , طوري که ديگه نا نداره حتي باهام حرف بزنه!!
حالا به حرف پيرمرد رسيدم !! ميرم جايي که نباشي , اون دور دورا ميميرم برات تا شايد قلبم چند تومان بيشتر بيارزه!!
شايد ثابت شه که منم عاشقم , منم عشقم حقيقيه ...

 

+ نوشته شده در 0 قبل از ظهر توسط .
یکشنبه 1387/09/17
خدا دوست دارد لبی که ببوسد

کنارم بخواب و به دورم بتاب و از این لب بنوش و چو تشنه که آبا

گل آتشی تو حرارت منم من

که دیوانه بیقرارت منم من

خدا دوست دارد لبی که ببوسد

نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد

خدا دوست دارد من و تو بخندیم

نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم

بخواب آرام پیش من

لبت را بر لبم بگذار

مرا لمسم کن و دل را به این عاشقترین بسپار

بخواب آرام پیش من

منی که بی تو میمیرم

لبت را بر لبم بگذار

که جان تازه میگیرم

+ نوشته شده در 11 بعد از ظهر توسط .
شنبه 1387/08/11
 
5 وارونه
 
پنج وارونه چه معنا دارد؟
خواهر كوچكم از من پرسيد
من به او خنديدم
كمي ازرده دل و غمزده گفت
روي ديوارو روي درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت: من خودم ديدم كه مهران پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
انقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد
بغلش كردم و بوسيدم و گفتم
روزي وقتي باران بي وقفه درد
سقف كوتاه دلت را خم كرد
بي گمان مي فهمي پنج وارونه چه معنا دارد
+ نوشته شده در 10 قبل از ظهر توسط .
سه شنبه 1387/07/30
تفاوت عاشق بودن وکسی را دوست داشتن

بين كسی كه عاشق شده است و كسی كه تنها شخصی را دوست دارد تفاوتهایی وجود دارد نكات زير كمك می كند تا اين تفاوتها را درك كنيم :
1- هنگام ديدن كسي كه عاشق او هستيد تپش قلب شما زياد شده و هيجان زده خواهيد شد اما هنگاميكه كسی كه را دوست داريد می بينيد احساس سرور و خوشحالی می كنيد .
2- هنگاميكه عاشق هستيد زمستان در نظر شما بهار است وليكن هنگامی كه كسی را دوست داريد زمستان فصلی زيباست .
3- وقتی به كسی كه عاشقش هستيد نگاه می كنيد خجالت می كشيد و ليكن هنگامی كه به كسی كه دوستش داريد نگاه می كنيد لبخند خواهيد زد .
4- هنگاميكه در كنار معشوقه خود هستيد نمی توانيد آنچه را كه در ذهن خود داريد بيان كنيد ولی در مورد كسی كه دوستش داريد شما توانايی آنرا خواهيد داشت .
5- در مواجه شدن با كسی كه عاشقش هستيد خجالت می كشد و حتی دست و پای خود را گم می كنيد اما در مورد كسی كه دوستش داريد راحت تر بوده و توانايی ابراز وجود خواهيد داشت .
6- شما نمی توانيد به چشمان كسی كه عاشقش هستيد مستقيم و طولاني نگاه كنيد اما مي توانيد در حالی كه خنده ای بر لب داريد مدتها به چشمان كسی كه دوستش داريد نگاه كنيد .
7- وقتی معشوقه شما گريه می كند شما نيز گريه خواهيد كرد اما در مورد كسی كه دوستش داريد سعی بر آرام كردن او خواهيد داشت .
8- احساس عاشق بودن و درك آن از طريق ديدن است اما دوست داشتن از طريق شنوايی و صحبت كردن است .
9- شما می توانيد يك رابطه دوستی را پايان دهيد اما هرگز نمی توانيد چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببنديد چرا كه حتی اگر اين كار را بكنيد عشق همچون قطره ای در قلب شما و برای هميشه خواهد ماند .
راستی شما دوست عزيز نظرتون چيه ؟ بايد دوست داشت يا عاشق بود ؟؟


+ نوشته شده در 9 قبل از ظهر توسط .
جمعه 1387/06/01
             

فقط همین.!.!.

+ نوشته شده در 4 بعد از ظهر توسط .
دوشنبه 1387/04/24
+ نوشته شده در 9 بعد از ظهر توسط .
یکشنبه 1387/04/09
+ نوشته شده در 3 قبل از ظهر توسط .
شنبه 1387/04/01
....کاش کی....
كاشكه يه روز با همديگه سوار قايق مي شديم
دور از نگاه ادما هر دومون عاشق مي شديم
كاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا مي گرفت
گلاي سرخ دلمون كاش بوي دريا مي گرفت
كاش تو هواي عاشقي ليلي و مجنون مي شديم
باد كه تو دريا مي وزيد ما هم پريشون مي شديم
كاش كه يه ماهي قشنگ براي ما فال می گرفت
برامون از فرشته ها امانتي بال مي گرفت
با بال اون فرشته ها تو آسمون پر مي زديم
به شهر بي ستاره ها به آرومي سر مي زديم
شب كه مي شد امانت فرشته ها رو مي داديم
چشمامونو مي بستيم و به ياد هم مي افتاديم
كاشكه تو درياي قشنگ خواب شقايق مي ديديم
خواب دو تا مسافر و عشق و يه قاشق مي ديدم
كاشكه مي شد نيمه شب با همديگه دعا كنيم
خداي آسمونا رو با يك زبون صدا كنيم
بگيم خداي مهربون ما رو ز هم جدا نكن
هرگز به عشق ديگري ما رو مبتلا نكن
كاش مقصد قايق ما يه جاي دور و ساده بود
كه عكس ماه مهربون رو پنجره اش افتاده بود
كاش اونجا هيچ كسي نبود
يه وقتي با تو دوست بشه
تو نازنين من بودي مثل حالا تا هميشه
كاشكه به جز من هيچ كسي اين قدر زياد دوست نداشت
يا كه دلت عشق منو اول عشقاش مي گذاشت
كاش به پرنده بودي و من واسه تودونه بودم
شك ندارم اون موقع هم اين جوري ديوونه بودم
كاش تو ضريح عشق تو يه روز كبوتر مي شدم
يه بار نگاه مي كردي و اون موقع پر پر مي شدم
كاش گره دستامونو اين سرنوشت وا نمي كرد
كاش هيچ كدوم از ما دو تا هيچ دوستي پيدا نمي كرد
كاش كه مي شد جدايي رو يه جايي پنهون بكنيم
خاراي زرد غصه رو از ريشه ويرون بكنيم
كاش كه با هم يه جا بريم كه آدماش آبي باشن
شباش مثه تو قصه ها زلال و مهتابي باشن
كاشكه يه روز من و تو رو تو دريا تنها بذارن
تو قايق آرزوها يه روز مارو جا بذارن
اون وقت با لطف ماهيا دريا رو جارو بزنيم
بسوي شهر آرزو بريم و پارو بزنيم
بريم يه جا كه آدماش بر سر هم داد نزنن
به خاطر يه بادبادك بچه ها فرياد نزنن
بريم يه جا كه دلها رو با يك اشاره نشكنن
بچه ها توي بازيشون به قمريا سنگ نزنن
جايي كه ما بايد بريم پشت در زندگيه
عادت مردمش فقط عشقه و آشفتگيه
چشمامونو مي بنديم و با هم ديگه مي ريم سفر
يادت باشه اينجا هوا غرق يه دلواپسيه
اما از اينجا كه بريم فقط گل اطلسيه
ترو خدا منو بدون شريك شادي و غمت
مثل هميشه عاشقت مثل گذشته مريمت

+ نوشته شده در 10 قبل از ظهر توسط .