
انقدر خاطره داری....که گویی قده یه قرنه...
گلو میسوزه از عشقت...عشقی که مثل زهره..
ولی بی عشق تو هر دم...خنده با لبهای من قهره...
درسته با منی اما...به این بودن نیازارم......
تو که حتی با چشماتم...نمیگی اه دوست دارم..
اگه گفتی دوست دارم...فقط بازی لبهات بود...
وگرنه رنگ خودخواهی...نشسته توی چشمات بود....
هر چی عشقه توی دنیا...من می خواستم مال ما شه...
اما تو هیچوقت نذاشتی...بینمون غصه نباشه....
فکر میکردم با یه بوسه....با تو همخونه می مونم...
نمی دونستم نمیشه....احه بی تو نمیتونم....
گله میکنم من از تو...از تو که اینهمه بی رحمی....
هزار بار مردم از عشقت...تو که هیچوقت نمی فهمی...
چشام همزاد اشک و خون... دلم همسایه اهه...
زمونه گرگ و عشقه تو...شبیه مکر روباهه...
شدم چوپان ساده لوح...کنار گله احسان....
چه رسمی داره این گله... سر چنگال گرگ دعواست...
تو این قدر خواستنی هستی...که این گله نمی فهمه...
اگه لبحند به لب داری...دلت از سنگ و بی رحمه...
ببخش خوبم اگه این عشق...نیمه ی تو رو رو کرد....
نفرین به دل ساده....که به چنگال تو خو کرد....
قسم به عشقمون قسم.همش برات دلواپسم
قرار نبود اينجـوري شه.يـهو بشـي همه كســم
راستي چي شد؟!چجـوري شد؟!اينجوري عاشقت شدم
شايد ميگن تقصير توست تا كم شه از جرم خودم
به ملاقـات آمدم.ببين كه دلسپـرده داري
چگونــه عمري از احساس عشق شدي فراري!
نگاهم كن دلم را عاشقانه هديه كردم
تو دريـا باش و من جويبارعشق و در تو جاري
من از پروانه بودن ها.من از ديوانه بودن ها
من از بازي يك شعله سوزنده كه آتش زده بر دامان پروانه نمي ترسم
من از هيچ بودن ها.از عشق نداشتن ها.از بي كسي و خلوت انسانها مي ترسم
راستي چي شد؟!چجـوري شد؟!اينجوري عاشقت شدم
شايد ميگن تقصير توست تا كم شه از جرم خودم
من ازعمر رفاقتها.من ازلطف صداقتها.من ازبازي نور در سينه بي قلب ظلمتها نمي ترسم
من از حرف جدايي ها.مرگ آشنايي ها.من از ميلاد تلخ بي وفايي ها مي ترسم
راستي چي شد؟!چجـوري شد؟!اينجوري عاشقت شدم
شايد ميگن تقصير توست تا كم شه از جرم خودم
انتظار واژه ی غریبی است ...
واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که با آن خو گرفته ام.
که چه سخت است انتظار
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظارهای فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا ...
می دانم روزی خواهی آمد، می دانم ...
گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق.
وقتی که به یادت می افتم، به یاد خاطراتت ...
نامه هایت را مرور می کنم، یک بار ... نه ... بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ...
و اشک شوق بر گونه هایم روانه میشوند ...
تنها میگویم همیشه در قلب منی تو ...
میدانم که باز خواهی گشت ... می دانم!
به یاد لحظات خوش انتظار و تنهایی ...
به یاد او و تقدیم به او ...
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد
من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه
همیشه نبودن تو کرده این دلو کلافه
سرت رو بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه ام می گیره گریه ام می گیره
بذار رو سینه ام سرت رو چشم های خیسو ترت رو
بذار تا سیر نگات کنم بو بکشم پیرهنت رو
بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم
جز تو کسی رو ندارم نزدیک تر از نفس بهم
سرت رو بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه ام می گیره
وقتی چشات خوابش میاد آدم غم هاش یادش مياد
یه حالتی تو چشماته که عشق خودش باهاش میاد
وقتی چشات خوابش میاد آدم غم هاش یادش مياد
یه حالتی تو چشماته که عشق خودش باهاش میاد
سرت رو بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه ام می گیره
نام تو رو آورده ام دارم عبادت ميكنم
گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت ميكنم دستت به دست ديگري از اين گذشته كار من اما نمي دونم چرا دارم حسادت ميكنم گفتي دلم را بعد از اين دست كس ديگر دهم شايد تو با خودي گفته اي دارم اطاعت ميكنم رفتم كنار پنجره ديدم تو را با بگذريم چيزي نديدم اين چنين دارم رعايت ميكنم من عاشق چشم تو ام تو مبتلاي ديگري دارم به تقدير خودم چنديست عادت مي كنم تو التماسم مي كني جوري فراموشت كنم با التماس ولي تو را به حانه دعوت ميكنم گفتي محبت كن برو باشد خداحافظ ولي رفتم كه تو باور كني دارم محبت ميكنممن نباشم
من نباشم کی تو رویا , موهاتو ناز میکنه؟
کی با بالای شکسته با تو پرواز میکنه؟
راس بگو من نباشم اخمای پیشونیتو
کی میاد دونه دونه با حوصله باز میکنه؟
من نباشم کی می شینه تا سحر بالای سرت؟
کی می یاد برداره اشکو از رو چشمای ترت؟
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره؟
کی میاد دنبال تو , تو رو تا خورشید می بره؟
من نباشم کی می گه همیشه حقا با توا؟
واسه چشمای تو جون می ده پشت پنجره؟
کی میخواد تورو مث من تو تموم زندگیت؟
من نباشم کی بهت می گه بازم عاشقتم؟
اگه حتی دلمو بشکنه و برنجونه
من نباشم کی کلافت میکنه با سوالاش؟
کی تو رو بهم می ریزه,با بیان خیالش؟
ولی بی انصافیه,اینم بگم, من نباشم
کی تو نامه جای اسمت ماهو میذاره بالاش؟
من نباشم کی میاد انقدر برات دعا کنه؟
هرچی برگردونی روتو,باز تورو صدا کنه
من نباشم اگه حس کردی یکم غریب شدی
از یه عاشق یا یه شمع سوخته بی نصیب شدی
بنویس رو کاغذ و بده دس باد بیاره
بنویس فقط تویی چون دیگه بی رقیب شدی
من میام و با التماس بهت میگم دیگه بمون
اگه پای کسی تو زندگی ما وا نشه
می تونیم با هم بریم تا هفت تا شهر اسمون
من نباشم بخدا قدر تو رو نمی دونن
دوس دارن باهات بسازن ولی نمی تونن
من میرم تا که نباشم ولی یه چیز رو بدون
اونا هیچ کدومشون آخر باهات نمی مونن